کد خبر 300910
۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۲۵

ایران و قوانین تازه قدرت جهانی

ایران و قوانین تازه قدرت جهانی

رابرت پیپ استاد علوم سیاسی داشنگاه شیکاگو در مجله فارن افرز با اشاره به جنگ خلیج فارس و درگیری اخیر ایران، می‌نویسد عصر برتری نظامی بی‌رقیب آمریکا به پایان رسیده و فناوری‌های نوین و بازیگران منطقه‌ای قواعد قدرت در نظام بین‌الملل را دگرگون کرده‌اند.

به گزارش حیات به نقل از ایرنا، رابرت پیپ استاد علوم سیاسی داشنگاه شیکاگو در تحلیلی در مجله فارن افرز می‌نویسد: شب ۱۷ ژانویه ۱۹۹۱میلادی(۲۷ دی ۱۳۶۹)، بینندگان تلویزیون در سراسر جهان صحنه‌ای را مشاهده کردند که تا آن زمان سابقه نداشت. در آسمان تاریک بغداد که با آتش پدافند هوایی روشن شده بود، بمب‌های هدایت‌شونده دقیق آمریکا از پنجره‌ها، کانال‌های تهویه و پناهگاه‌های فرماندهی عبور کرده و اهداف خود را با دقت مورد اصابت قرار می‌دادند. شبکه خبری سی‌ان‌ان جنگ خلیج فارس را به‌صورت زنده پخش کرد و برای میلیون‌ها نفر، این تصاویر آغاز عصری جدید به نظر می‌رسید.

برای درک اهمیت این تصاویر باید به فضای پیش از آغاز جنگ بازگشت. در آن زمان، صدام حسین رئیس‌جمهوری عراق، نزدیک به یک میلیون نیروی مسلح در اختیار داشت. ارتش عراق از هشت سال جنگ سخت علیه ایران جان سالم به در برده بود و یکی از بزرگ‌ترین ناوگان‌های زرهی جهان را در اختیار داشت. اشغال کویت این نگرانی را به وجود آورد که عراق به‌زودی به عربستان سعودی نیز حمله کند و با تسلط بر بخش بزرگی از منابع نفتی خلیج فارس، کنترل حدود یک‌چهارم نفت جهان را به دست گیرد.

در آمریکا کمتر کسی انتظار پیروزی آسان داشت. خاطره شکست در جنگ ویتنام همچنان زنده بود. صدام حسین یک هفته پیش از حمله به کویت به سفیر آمریکا گفته بود: «جامعه شما تحمل ۱۰ هزار کشته را ندارد.» بسیاری از تحلیلگران این هشدار را جدی می‌دانستند و سنای آمریکا نیز تنها با اختلاف اندکی مجوز استفاده از نیروی نظامی را صادر کرد.

وزارت دفاع آمریکا هزاران کیسه حمل اجساد به منطقه ارسال کرده بود، زیرا انتظار می‌رفت جنگی پرهزینه در پیش باشد؛ نه جنگی شبیه جنگ جهانی دوم، بلکه تکرار تجربه ویتنام.

اما آنچه رخ داد تقریبا همه را غافلگیر کرد. پس از پنج هفته حملات هوایی، نیروهای ائتلاف در حدود ۱۰۰ ساعت کویت را آزاد کردند. ارتش عراق به سرعت فروپاشید و بیش از ۳۰۰ هزار نظامی عراقی کشته، اسیر یا مجبور به عقب‌نشینی شدند. در مقابل، شمار کشته‌های رزمی آمریکا تنها ۱۴۷ نفر بود؛ رقمی که با توجه به پیش‌بینی‌های اولیه، بسیار پایین به شمار می‌رفت. کشوری که تنها چند ماه پیش قدرتی بزرگ تلقی می‌شد، با سرعتی شگفت‌انگیز شکست خورد.

پیروزی آمریکا تنها یک موفقیت نظامی نبود، بلکه جایگاه بی‌رقیب این کشور را در نظام بین‌الملل به نمایش گذاشت. هم‌زمان با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، آمریکا در مرکز شبکه‌های مالی، فناوری و ائتلاف‌های جهانی قرار گرفت و از توانایی‌های نظامی برخوردار بود که هیچ قدرت دیگری با آن برابری نمی‌کرد. عملیات «طوفان صحرا» قدرت آمریکا را از یک مفهوم نظری به واقعیتی ملموس تبدیل کرد و دولت‌ها، سرمایه‌گذاران و افکار عمومی جهان تصویر روشنی از برتری نظامی آمریکا به دست آوردند.

بیشتر جنگ‌ها به تاریخ سپرده می‌شوند، اما برخی جنگ‌ها تاریخ را به دو دوره «پیش از» و «پس از» خود تقسیم می‌کنند. جنگ خلیج فارس از همین دست بود. این جنگ نه تنها به آزادسازی کویت انجامید، بلکه آغازگر دوره‌ای شد که از آن با عنوان عصر تک‌قطبی آمریکا یاد می‌شود؛ دورانی که برتری نظامی واشنگتن زمینه‌ساز جهانی‌شدن اقتصاد، رشد رفاه و ثبات نسبی در جهان بود.

اما به باور نویسنده، آن دوران اکنون پایان یافته است. آمریکا دیگر برتری نظامی سال ۱۹۹۱ را در اختیار ندارد. جهانی‌شدن باعث شده فناوری‌های لازم برای جنگ‌های دقیق دیگر در انحصار چند قدرت بزرگ نباشد و بازیگران کوچک تر نیز به این توانایی‌ها دست یابند.

به اعتقاد نویسنده، جنگ اخیر با ایران نمونه‌ای از این تغییر است. اگر جنگ خلیج فارس نماد برتری مطلق آمریکا بود، درگیری‌های امروز در تنگه هرمز محدودیت‌های این قدرت را آشکار کرده است.

از نگاه نویسنده، آمریکا دیگر نمی‌تواند با هزینه‌ای اندک اراده خود را از طریق نیروی نظامی بر دیگران تحمیل کند. قدرت نظامی این کشور به جای ایجاد ثبات، به عاملی برای افزایش بی‌ثباتی تبدیل شده و قدرت‌های کوچک‌تر آموخته‌اند که با استفاده از ابزارهای جدید، هزینه‌های سنگینی بر آمریکا و متحدانش تحمیل کنند. به همین دلیل، جهان وارد دوره‌ای خواهد شد که با بحران‌های بیشتر، هزینه‌های بالاتر برای حفاظت از تجارت جهانی و رقابت شدیدتر بر سر گذرگاه‌های راهبردی همراه خواهد بود.

انتظاراتی که نظم جهانی را تغییر داد

به نوشته این گزارش، پیروزی‌های نظامی معمولا به تنهایی نظم جهانی را دگرگون نمی‌کنند، اما جنگ خلیج فارس از این قاعده مستثنا بود؛ زیرا انتظارات جهانی را تغییر داد. فاصله میان پیش‌بینی‌های اولیه و پیروزی سریع آمریکا این تصور را در میان دولت‌ها، بازارها و افکار عمومی ایجاد کرد که عصر جدیدی آغاز شده است.

این تصور بر چهار فرض استوار بود: آمریکا می‌تواند به آسانی نتایج نظامی را تحمیل کند، در هر سطحی از تنش دست برتر را دارد، امنیت مسیرهای تجارت جهانی را تضمین می‌کند و مقاومت در برابر قدرت آن بی‌فایده است.

همین باورها باعث شد متحدان آمریکا هزینه‌های دفاعی خود را کاهش دهند، وابستگی بیشتری به واشنگتن پیدا کنند، سرمایه‌گذاران ریسک‌های ژئوپلیتیکی را کمتر در نظر بگیرند و شرکت‌ها زنجیره‌های تامین خود را در سراسر جهان گسترش دهند.

به اعتقاد نویسنده، نظم پس از جنگ سرد بیش از آنکه بر اجبار نظامی آمریکا استوار باشد، بر اعتبار و باور جهانی نسبت به قدرت این کشور تکیه داشت. شکست سریع عراق این تصور را ایجاد کرد که مقاومت در برابر آمریکا اقدامی غیرمنطقی است و تنها معدودی از کشورها مانند کره شمالی و ایران حاضر شدند این تصور را نادیده بگیرند.

جهانی‌شدن؛ عامل تضعیف برتری آمریکا

نویسنده معتقد است همان جهانی‌شدنی که قدرت آمریکا را تقویت کرد، به تدریج زمینه تضعیف آن را نیز فراهم آورد. فناوری‌هایی که در سال ۱۹۹۱ تنها در اختیار چند کشور پیشرفته بود، طی سه دهه بعد به لطف توسعه صنایع نیمه‌هادی، تلفن‌های هوشمند، سامانه‌های موقعیت‌یاب، هوش مصنوعی و زنجیره‌های تامین جهانی، به محصولاتی تجاری و در دسترس تبدیل شد.

به گفته نویسنده، امروزه یک تلفن همراه از نظر قدرت پردازش از بسیاری از سامانه‌های نظامی جنگ خلیج فارس پیشرفته‌تر است و تجهیزاتی مانند دوربین‌های حرارتی، گیرنده‌های ماهواره‌ای و حسگرهای دقیق که زمانی تنها در اختیار ارتش‌ها بود، اکنون به‌راحتی در بازارهای تجاری یافت می‌شود. پهپادهای ارزان‌قیمت نیز با استفاده از همین قطعات تجاری ساخته می‌شوند.

نمونه بارز این تحول، پهپاد «شاهد-۱۳۶» ایران است که به گفته نویسنده، عمدتا از قطعات تجاری و ارزان‌قیمت ساخته شده و نشان می‌دهد فناوری‌های در دسترس می‌توانند به سلاح‌های دقیق تبدیل شوند.

جنگ علیه ایران و تغییر قواعد قدرت

به باور نویسنده، واکنش آمریکا به پاسخ های ایران در تنگه هرمز نشان داد که الگوی جنگ‌ها تغییر کرده است. آمریکا و اسرائیل هزاران هدف نظامی را در مناطق جنوبی ایران هدف قرار دادند، اما ایران توانست سامانه‌های متحرک خود را پنهان، جابه‌جا و جایگزین کند.

نویسنده به سرنگونی یک بالگرد آپاچی آمریکا با استفاده از یک پهپاد ارزان‌قیمت اشاره می‌کند و آن را نمادی از افزایش هزینه‌های جنگ برای قدرت‌های بزرگ می‌داند.

به اعتقاد نویسنده، ایران تنها به عملیات نظامی مستقیم متکی نیست، بلکه با استفاده از شبکه‌ای از متحدان منطقه‌ای مانند حزب‌الله لبنان، گروه‌های همسو در عراق و انصارالله یمن، بر نوعی نفوذ منطقه‌ای مستمر استوار است.

نویسنده تاکید می‌کند که ایران لزوما به قدرت مسلط خاورمیانه تبدیل نخواهد شد، اما اگر دولت‌ها، بازارها و بازیگران بین‌المللی به این نتیجه برسند که تصمیم‌گیری درباره خلیج فارس بدون در نظر گرفتن منافع تهران ممکن نیست، نفوذ نظامی ایران به تدریج به نفوذ سیاسی تبدیل خواهد شد.

قواعد جدید قدرت

در پایان، نویسنده نتیجه می‌گیرد که جهان وارد دوره‌ای تازه شده است؛ دوره‌ای که در آن برتری نظامی آمریکا دیگر به‌تنهایی نتایج سیاسی را تضمین نمی‌کند. اگرچه واشنگتن همچنان توان تخریبی بی‌نظیری دارد، اما نابود کردن اهداف با تحمیل اراده سیاسی تفاوت دارد.

به باور نویسنده، فناوری‌های دقیق، موقعیت جغرافیایی و شبکه‌های پراکنده به بازیگران کوچک تر اجازه داده است با تحمیل هزینه، قدرت‌های بزرگ را به چالش بکشند.

نویسنده هشدار می‌دهد اگر روندی که در تنگه هرمز مشاهده شده در تنگه تایوان و دیگر گذرگاه‌های راهبردی جهان نیز تکرار شود، دوره جدید سیاست بین‌الملل نه با گسترش جهانی‌شدن، بلکه با افزایش هزینه‌های حفاظت از آن شناخته خواهد شد.

انتهای پیام//

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha